تبلیغات
khaterate aygin va shahram sardare gamha dar shiraz - آنگاه که خورشید آرام آرام غروب می کرد ،من در کنار عشقم نشسته بودم
khaterate aygin va shahram sardare gamha dar shiraz

تبلیغات

    جای تبلیغات شما

لینک های روزانه

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :
khaterate aygin va shahram sardare gamha dar shiraz

جای تبلیغات شما

آنگاه که خورشید آرام آرام غروب می کرد ،من در کنار عشقم نشسته بودم

آنگاه که خورشید آرام آرام غروب می کرد ،من در کنار عشقم نشسته بودم
دستانم را در درون دستانش گذاشته بودم ،او نگاه می کرد و می خندید ،
من نگاه می کردم و آه می کشیدم .
که این زمان می گذرد و ما دوباره در حسرت دیدار با هم می نشینیم .
کاش زمان می ایستاد ،چقدر زندگی بی وفاست که همچو ثانیه ها تند تند می گذرد ،
مثل قلب ما که در لحظه دیدار تند تند می تپد .
ثانیه ها می گذرند و بی خیال اینند که ما در دلهایمان چه می گذرد
دردلهایمان چه می گذرد و به انتظار چه نشسته ایم
آیا دوباره همدیگر را خواهیم دید ؟
آیا دوباره لحظه دیدار می رسد که من دوباره دستهای گرم معشوقم را بگیرم و با او در کوچه باغ ها قدم بزنم او را در آغوش بگیرم و ببوسم ؟
کاش خورشید غروب نمی کرد ،کاش زندگی بی وفا نبود
چرا ما باید از هم دور باشیم و همیشه در کنار هم نباشیم
چرا باید اینگونه در حسرت هم باشیم
چرا باید شعر دلتنگی را بخوانیم و گریان باشیم ؟
اینک که در کنار توام مدت هاست که رنگ محبت و عشق را ندیده ام،طعم بوسه هایت را نچشیده ام
و اینک لبی دارم به طعم شیرین لبهای تو،چشمی دارم گریان ،از سوی چشمهای زیبای تو ،
و دیگر دلتنگت نیستم اما می دانم تا چند ثانیه دیگر دوباره دلم بهانه تو را می گیرد ،
و دلتنگت می شوم !مثل آسمان که دلتنگ طلوع دوباره خورشید است
.